در دفاع از جشن ها - به بهانه چهارشنبه سوری ، بخصوص به رفقای چپ
عادتی که در بین بخشی از نیروهای چپ وجود دارد - ستیز با مفاهیم ناسونالیستی است نقد اسطوره پردازی ها و برخی مراسم های ملی بود.
من می خواهم از نگاهی دیگر که به عقیده خود من " چپ " هم هست به این قضیه نگاه کنم.
چهارشنبه سوری ۲۸/۱۲/۱۳۸۶ اصفهان :
از ساعت ۱۸:۳۰ به خیابان های اطراف منزل رفتیم تا ببینیم اوضاع به چه قرار است . در میادین اصلی که به دلیل حضور مشهود پلیس هیچ خبری نبود نه از آتش نه از کسانی که انرژی نهفته سالیان را با ایجاد نا امنی و نا آرامی تخلیه می کنند.
اعمال این دست افراد مصداق سخن روانکاوانی است که معتقدند مرگ و زندگی دارای رابطه ای دیالکتیک هستند هر چه بیش تر از زندگی بهره ببریم به مرگ هم نزدیک تر می شویم این مصداق کسانی است که با جنون و انفجار سعی دارند به شیوه خود به شادمانی بپردازند و از زندگی خویش بهره ببرند.
در این زمینه من تصمیم به مقایسه دو نوع انسان ها در جشن چارشنبه سوری می پردازم ۱- انسان های که رفتار های عملی آن ها مصداق فردگرایی خود محور و خود خوهانه است. ۲- انسانی که فردیت اش به صورتی اجتماعی است.
خلاصه به دلیل اینکه جایی خبری نبود از کوچه پس کوچه ها بازگشتیم در محلی متوجه آتش روشن کردن ۲ خانواده شدیم که عده ای از همان کسانی که من آن ها را متعلق به جامعه ای از نوع دسته اول می دانم یعنی انسان آزاد غیر اجتماعی ( بیان این سخنان به معنی این نیست که این انسان ها لیبرال و فرد محور و ... بودند منظور سیستمی است که فرض بر آن پذیرش آزادی فرد خود محور در آن ساری و جاری است آنچه که هدف از آزادی سیاسی و جامعه لیبرالی عنوان می شود).
این افراد با مواد آتش زا کاری کردند که صدای همه درآمد و باعث شد که صدای مادر این خانواده هم دربیاید و این افراد به شکل زشتی جواب این خانم را بدهند . خلاصه آتش را خاموش و به خانه هایشان رفتند.
این جاست که در منشور حقوق بشر لازم است ذکر شود همه بشر آزادند مگر آنکه به حدود آزادی دیگران تجاوز کنند و این جاست که حضور پلیس الزامی است و حضور آنان بود که مانع از ایجاد آشوب بوسیله این دست از افراد "در میدان گلها" شد ( نگاه کنید پ . ن ۳ ).
به سمت خانه حرکت کردیم در بن بست خودمان همه ی خانواده ها دور هم جمع بودند آتش بزرگی برافروخته و موسیقی هم پخش می شد.
جذب ماجرا شدم باورتان نمی شود من که با دیدن صحنه های قبل سریع عزم خانه را کرده بودم ۲-۳ ساعت آنجا ماندم این جا بود که فهمیدم جایی که آزادی فرد در آزادی جامعه تحقق پیدا می کند کجاست و فهمیدم اتوپیا نیست ودر همین جامعه کوچک و عیر سیاسی " همسایگان من " پدر ، پسر ، دختر ، مادر و پیر و جوان ، مذهبی [ بله مذهبی ] و غیر مذهبی دور هم جمع شده بودند ، سرور کردند و همه لذت بردند خبری هم از مواد محترقه دودزا و آتش زا نبود همه چیز نور بود و منور و گاهی هم ترقه های بی خطر و نور افشانی به علاوه آتشی بزرگ و موسیقی .
اینجا تحقق آزادی اجتماعی بود جایی که انسان بودن و کمک کردن و شادی بخشیدن را به جامعه خود - که در این جا همسایگان من بودند و من حتی نام آن ها را هم نمی دانستم انجام می دهد و به همه ما لذت بخشید.
دوستان خیلی به من خوش گذشت از این منظر هم می شود به جشن ها پرداخت . این جلوه ای از ناسیونالیسمی که بین انسان ها خط می کشد نیست . این دقیقا " یک حرکت اجتماعی " است.
اما در میان برنامه سه موتور سوار بسیجی چماق و زنجیر به دست و عربده کشان به جمع ما هجوم آوردند کل آن جماعت ترسیدیم ! و به نزدیک ترین خانه و نه خانه خودمان بازگشتیم .
در این چنین جامعه ای نیازی به نیروی پلیس نیست بلکه حضورش در جهت سرکوب آزادی حرکت خواهد کرد .
جمع خوش و شاد ما را این عربده کشان برای دقایقی بر هم زدند تنها چیزی که افسوسش را می خورم این است که چرا ما این جماعت پر شمار که در حال سروری جمعی بودیمچرا در جهت دفاع در برابر این وحشی های منقرض نشده قرن ۲۱ نتوانستیم آن طور که باید از حقشان در بیاییم تا نشان دهیم جامعه آزاد و شاد ما اجازه سلب آزادی هایش را نمی دهد ( نگاه کنید پ . ن ۱ ).
هر چند که به کوری چشم آن ها جشن تا ساعت ها بعد ادامه پیدا کرد.
پ.ن ۱ : در هنگام هجوم بسیجی ها ، آهنگ " خوشگلا باید برقصن ! " پخش می شد که ما نفهمیدیم چرا بسیجی ها به خودشان گرفتند و آمدند وسط.
پ.ن ۲ : در باب جلوه ناسیونالیستی برنامه هم مثلا یکی گفت از روی آتش بپرید و وردی بخوانید بختتان باز می شود ! ما که نه آن ورد را بلد بودیم ، نه تصمیم این کار را داشتیم و نه به حرف ها اعتقاد داشتیم کار خودمان را کردیم - قابل توجه چپ گرایان غیر ناسونالیست.
پ.ن ۳ : تامین امنیت و آزادی افراد در برابر افراد گاهی ممکن است حتی منجر به سلب شادی از همگان شود مثل همین میدان گلها .
پ.ن ۴ : آزادی سیاسی و تامین حقوق فرد خود خواه هر چه باشد خیلی بهتر از نقض حقوق همه انسان هاست آنچه بالا گفتم نفی این مطلب نیست بحث بر سر این است که این خوب ها از دید من آخرین حرف بشر نیستند.
کافیه که !
روزهایی بری مسافرت که بقیه نمی روند - به خصوص نوروز
روز هایی لباس بخری که بقیه نمی خرند - به خصوص نوروز
روز هایی میوه و شیرینی و خوردنی بخر که بقیه نمی خرند - کلیه اعیاد
از همین ها شروع کنید قیمت ارزان تر - کیفیت بهتر - آرامش بیش تر نصیب شما می کند
باور کنید اگر انسان تصمیم بگیرد تا به عمد مرتکب اشتباه شود از آن چه ما تصادفا انجام می دهیم اشتباهاتش بیش تر نخواهد بود.
من امسال به موارد فوق عمل کردم - البته بعضی هاشو چند سالی هست انجام می دم -باید بگم نتیجه عالی بود!
اینجا زمین بازی ما نیست!

۲۴ اسفندماه حماسه حضور!
هورا حماسه حضور . نه ببخشید استقلال با این برد الان کاملا تو کورسه قهرمانی یه!
خلاصه ۲۴ اسفند حماسه حضور
بی ربط! : مسئول مبارزه با مفاسد اجتماعی به جرم فساد اخلاقی برکنار شد
بیچاره دختران و پسرانی که به جرم مانتو های زیر ۹۰ سانتی متری و شال ها و معلوم شدن شکم در حالت دستا بالا! مورد ارشاد سبزپوش های ایشون قرار گرفتن!
بازداشت سردار زارعی، رئیس پلیس تهران، در یک خانه فساد به همراه ۶ زن
چهارشنبه 8 اسفند 1386
مکان : حدفاصل فلکه اول و دوم صادقیه
5 گشت پلیس و 2 استیشن طرح امنیت اجتماعی!!
فقط برای سبک شدن دست به قلم می برم خیلی خسته شدم از این روز های تکراری با خبر های خوب !!کجای دنیا دیدید روزی یک خبر خوش بهت اعلام کنن؟!
1- جشن هسته ای 2- جشن خود کفایی گندم 3- جشن کیک زرد 4-جشن انرژی هسته ای (2) 5- جشن گزارش آژانس 6- جشن کشف داروی ایدز 7- جشن گزارش CIA در مورد انرژی هسته ای 8- جشن داروی ایدز 9- جشن هوا کردن موشک 10- جشن گزارش البرادعی (2) 11- جشن انرژی هسته ای (3) 12- جشن 22 بهمن 13- جشن راهپیمایی 22 بهمن 14- جشن حماسه حضور 15- جشن سی و 8 یا 27*27 16- جشن حضور سبز 17- جشن انرژی هسته ای ( نمی دونم چند !!) و ...
می دونم کف شما هم برید. با وجود این همه جشن نمی دونم چرا دچار افسردگی شدم نمی دونم چرا ؟ همه چیز داره خوب می گذره اما دل من فرصت لبخند رو هم هم ازم گرفته .
احساس می کنم اطرافیانم هم خیلی شاد نیستن اما خوب شاید چون خودم این جوری هستم ترجیح می دهم احساس کنم بقیه هم شاد نیستن!
یه سری بریم رو اِ ر ON AIR)) به مهواره سری بزنیم .
VOA : نوری زاده : من پدرم با شیخ محمد تقی قمی اصل نشست و برخاستی داشت ایشون توی گروه راک بوده خیلی انسان شریفی یه باید ببینیم از سکته ایشون کی نفع می برده ؟ آقا ملا محمد قمی که معروفه به ملا محمد شکر فروش و ...
PMC : افشین ! ترانه بعدی DJ قولی ( بدون شرح و توقف بعدی !)
PARTOW TV : لیدر حزب حکمتیست کورش مدرسی : کوبا نسبت به کشور دست راستی مثل سوئد خیلی اوضاع بهتری دارد کوبا سرمایه داری دولتی بوده و در مقایسه با سایر دولت ها در جایگاه مناسبی قرار می گیرد و بالا تر از سوئد و ...
- آزادی سیاسی کجا هست ؟ به نظر من ایرادات مهم تری از آزادی های سیاسی به کاسترو وارده مثل رابطه کار و سرمایه و...
PARS TV : ( اه ... انصافا دستم اشتباه رو این یکی رفت.
*** TV : **** ( قفل خانواده دارد !!)
خاموش !
گوشیم رو بر می دارم خیلی وقتی میشه جواب SMS ندادم . پارسال این موقع گوشی فعال تری داشتم ولی چون اعتیادش مونده ، به صورت یه جور سادیسم – مالی – که از اون IRTCI سود می بره الکی به یکی SMS می زنم تا جواب بده . البته بعضی از بچه ها دستم رو خوندن و دیگه بم جواب نمی دن ( دمشون گرم)
بشینیم پای اینترنت بچتیم !!!
1- DING! ASL PLZ!
ME: M 21
1- M2 BYE
ME : BYE
…………
ME: SALAM KHUBI? ASL PLZ!
2- M 27 TEH
ME: M2 BYE
2- SHARET KAM! *** ***!! .
.......................
ME : SALAM ASL PLZ !!
MELIA _ KHOSHGELE : 19 F THE
ME : KOJAYE TEH ??
MELIA_ … : NIYAVARAN
ME : AHLE CYBER ****** HASTI ??
MELIA _ … : ARE WEB
.
.
.
( از ذکر ادامه معذوریم. )
در همین حین ...
مامانم : محسن باز چی می نویسی ؟؟
ME : جان ماما چیزی نمی نویسم.
ماما : چرا دروغ می گی؟ با کی ارتباط داری ؟ این کتابا چیه؟؟ و ....
بعد یک دوش مرتب می ریم خیابون گردی.
ماما : محسن ! پلیس بت گیر نده؟
ME : ( نمی دونم به جای پلیس جواب می دم ) نه خیالت تخت!
توی خیابون !!
مکان : خیابان جنب دکه روزنامه فروشی مشرف به بازار – یا اهالی بازار – ( از لطف توده ای شدن تکنولوژی های نو !! داریم کلیپ خانوادگی ملت رو نگاه می کنیم !!)
POLICE : اینجا چرا ایستادید ؟ یالا یالاسریع گمشید اینجا نایستید همین الان به ما زنگ زدن ما رو کشوندن اینجا یالا برید!
به خانه بر می گردیم.
اتاق خواب
برادر : اینا چیه گوش می کنی ؟
ME : همینه که هست !
خواب ...
آنچه گذشت یادداشت های یک روز من و شاید ما نیست . قابلیت تعمیم به حداقل 350 روز از سال رو داره...
