
در زیر ۲ شعر از این شاعر آورده می شود:
● به قاتلی دیگر
اگر جنین را سی روز مهلت داده بودی،
احتمالهای دیگری بود:
شاید اشغال به پایان میرسید
و آن شیرخواره زمان محاصره را به یاد نمیآورد،
آنگاه چون كودكی سالم بزرگ میشد و به جوانی میرسید
و با یكی از دخترانت در یك كلاس،
درس تاریخ باستان آسیا را میخواند
شاید هم به تور عشق یكدیگر میافتادند،
شاید صاحب دختری میشدند [كه یهودی زاده میشد]،
پس ببین چه كردهای؟
حالا دخترت بیوه شده
و نوهات یتیم
ببین بر سر خانواده در به درت چه آوردهای
و چگونه با یك تیر، سه كبوتر زدهای.
"من يوسفم پدر"
من يوسفم پدر
پدر!برادرانم دوستم نميدارند
پدر!مرا همراه خود نميخواهند
آزارم ميدهند
با سنگريزه و سخنم ميرانند
ميخواهند كه من بميرم تا به مدحم بنشينند
آنان در خانهات را به رويم بستند
از كشتزارم بيرون كردند
پدر!آنان انگورهايم را به زهر آلودند
پدر!آنان عروسكهايم را شكستند
آن گاه كه نسيم گذشت و با گيسوانم بازي كرد
آنان رشك بردند و بر من شوريدند
و بر تو شوريدند
مگر من با آنان چه كرده بودم، پدر
پروانهها بر شانههايم نشستند
خوشهها به رويم خم شدند
و پرنده بر كف دستانم فرود آمد
با آنان چه كرده بودم،پدر
و چرا من؟
تو يوسفم ناميدي
آنان به چاهم انداختند
و به گرگ تهمت بستند
حال آن كه گرگ مهربانتر از برادران من است
آي پدر
آيا من به كسي جفا كردم
وقتي كه گفتم: به رويا يازده ستاره ديدم
و خورشيد و ماه را
ديدم كه بر من سجده ميبرند
پ.ن ۱ : من اگر برخیزم با مطلب لایحه حمایت از خانواده قانونی کردن شی وارگی عشق به روز است.
پ.ن ۲ : در پیوند های روزانه چند خبر گذاشته ام بخوانید!! بد نیست.